نوروزنامه
یه ماه مونده به نوروز
مادر سبزه می کاره
می شویه پرده ها رو
... چون نزدیک بهاره
مادر کارش زیاده
لباس نو می دوزه
همه نو نوا می شیم
چون ایام نوروزه
سبزه و سیر و سنجد
سماق و سکه و گل
که اون گل قشنگو
بهش می گیم ما سنبل
ماهی وشمع و آینه
با تخم مرغ رنگین
وقتی کنار هم شن
می شن سفره هفت سین
هر کدوم از این سین ها
یه معنی خوب داره
از قدیما اومده
جایگاهی مطلوب داره
سبزه خودش زندگیست
سکه نماد ثروت
سرکه ،که صبر و عقله
سیب نشان سلامت
سنجد بهار عشقه
سیر دارو و درمونه
هر جا سمنو باشه
ثروت هم فراونه
سماق طلوع آفتاب
سنبل یعنی بهاره
این سین ها چون جمع بشن
هفت سینی موند گاره
بچه ها ، قبل نوروز
که آخر های ساله
چارشنبه سوری داریم
که یک جشن با حاله
چنتا بوته می ذارند
با شعله های زیبا
می جهند از بالاشون
با رقص و شور و غوغا
زردی من مال تو
سرخی تو از منه
می خونیم این اشعار
بدون هیچ بهونه
خاکستر این آتش
می گن شگون نداره
باید بره تو کوچه
این دیگه چون نداره
یه کوزه هم می شکنند
که توش ذغال و پوله
میگن از اون قدیما
فقر و سیاهی غوله
حالا بگم از نوروز
اون شب اول سال
سبزی پلو با ماهی
می کنه ما رو خوشحال
آغاز سال جدید
لباس نو می پوشیم
واسه این جشن زیبا
شربت چای می نوشیم
می ریم به دید و بازدید
حال همو می پرسیم
تو ایام تعطیلات
فارغ ز مشق و درسیم
اول خونه بزرگان
می ریم به دیدارشون
عیدی و پول می گیریم
کیف داره گفتار شون
روز سیزده بدر هم
که آخر نوروزه
سبزه رو دور بندازیم
نوروزمون پیروزه
کاظم شریعتی /با سپاس از همراهی خانم پیرایه یغماییSee More



نوروزنامه
